|
بانوی اسمان
|
لمس کن صدای من اینجاست ترانه ای آرام روی نبض آبی دستت. . . .
[ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 11 ] [ شبنم ]
[ ]
هر وقت دیدید اوضاع بیریخت است بسوی او فرار کنیدمیگویند پسری در خانه خیلی شلوغکاری کرده بود. همهی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر دید امروز اوضاع خیلی بیریخت است، همهی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینهی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد. شما هم هر وقت دیدید اوضاع بیریخت است به سوی خدا فرار کنید.
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله» هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست
[ دوشنبه 15 اسفند1390 ] [ 11 ] [ شبنم ]
[ ]
من و تو ان دو خطیم اری موازییانه به ناچاری که باورمان زآغاز به یکدیگر نرسیدن بود چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر رسیدن بود [ سه شنبه 11 بهمن1390 ] [ 11 ] [ شبنم ]
[ ]
خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه میکنی اگر او را خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی برود .از دلت جدا باشد به آن که دوستترش داشته .به آن برسد رها کنی بروند و تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه ای نکنی .بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که .....نه ! نفرین نمیکنم .نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد خدا کند فقط این عشق .از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
(شعر از نجمه زارع) [ سه شنبه 10 خرداد1390 ] [ 13 ] [ شبنم ]
[ ]
زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی. زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد. زندگی، بغض فـروخورده نیست. زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست. زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است. زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است. زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ. زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است. زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست. زندگی، شـــوق وصال یار است. زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس. زندگی، تکیه زدن بر یــار است. زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است. زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است. زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا. زندگی، راز فـروزندگی خورشید است. زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است. زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است. زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است. زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است. زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است. زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نورمهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت درسینه است. زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه. زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است. زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق. زندگی، گاه شده است که برد بیراهم. زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد. [ یکشنبه 28 فروردین1390 ] [ 21 ] [ شبنم ]
[ ]
روزهای نو را به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم
با آرزو های خوب برای شما.عزیزانم [ یکشنبه 7 فروردین1390 ] [ 20 ] [ شبنم ]
[ ]
شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم .تنها از جاده عبور
دور ماندند زمن آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر .سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برارم از دل:
(( وای .این شب چقدر تاریک است ! ))
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک. غمی غمناک است......
(سهراب)
[ سه شنبه 7 دی1389 ] [ 9 ] [ شبنم ]
[ ]
سلام..................... این شعر را یکی از دوستان عزیزم برایم نوشته و چون خیلی زیبا بود تصمیم گرفتم این پست را به این شعر اختصاص بدم.
تقدیر تو که چوب ز افلاک خورده است (علی حنیفه ) [ یکشنبه 28 آذر1389 ] [ 9 ] [ شبنم ]
[ ]
رو به تو سجده میکنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست مرا به بند میکشی از این رهاترم کنی زخم نمیزنی به من که مبتلاترم کنی از همه توبه میکنم بلکه تو باورم کنی....... ............................................... قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست وقتی شکنجه گر تویی .شکنجه اشتباه نیست
(داریوش) [ یکشنبه 21 آذر1389 ] [ 13 ] [ شبنم ]
[ ]
عید قربان بر همه مبارک باشه
............... !چند نقطه ابتدای این را باد برده است بگذار بیاید و همه چیز را با خود ببرد حتی یاد بادام چشم تو را... . . جهان بدون تو برهوتیست. [ چهارشنبه 26 آبان1389 ] [ 11 ] [ شبنم ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |